یار آفتاب

کمتر از ذره نه ای پست مشو، مهر بورز

یار آفتاب

کمتر از ذره نه ای پست مشو، مهر بورز

دیگر نیست

سال 71 بود، پرستار بیمارستانی در ارومیه، نقل می کرد که پیرمرد روستایی بستری در بیمارستان که از یکی از روستاهای شهرستان های اطراف آمده بود، دستمال کاغذی استفاده شده اش را، لابد به هوای دستمال پارچه ای معمولش، زیر شیر آب شست.  

دستمالِ خیس شده تحلیل رفت. تکه تکه شد. از هم وا رفت و نابود شد. پرستار مانده بود و نگاه پرسشگر و کمی با احساس تقصیر پیرمرد که دستمالش ... که همین چند دقیقه پیش دستش بود، و لابد امید داشت که باز هم ازش استفاده کند... دیگر نبود.

 

 

نظرات 2 + ارسال نظر
حکیمه جمعه 13 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 01:17 http://rahaeyansan.blogfa.com

الهی...

ترنج یکشنبه 24 دی‌ماه سال 1391 ساعت 11:37 http://femdemo.blogfa.com

تلخ!

بله.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد